خرید بک لینک
یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم بد نگویم به هوا، آب ، زمین مهربان باشم، با مردم شهر و فراموش کنم، هر چه گذشت خانه ی دل، بتکانم ازغم و به دستمالی از جنس گذشت ، بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل مشت را باز کنم، تا که دستی گردد و به لبخندی خوش دست در دست زمان بگذارمیاد من باشد فردا دم صبح به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم و به انگشت نخی خواهم بست تا فراموش، نگردد فردا زندگی شیرین است، زندگی باید کرد گ

برچسب: یادمن,باشد, نویسنده: پارسا رجبی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:01

به نام خدای مهربانمولایم !دلم هر لحظه برای ورود تو لحظه شماری می کند و حنجره ام تو را فریاد می زند، تو که تجلی عشقی.قنوتم را طولانی می کنم تا تو نیمه شبی برای آن دعا کنی. کوچه های غریب بی کسی را آب و جارو می کنم تا تو صبحی زود از آن کوچه عبور کنی.مولایم …!بی تو دفتر دلمان پر است از مشق های انتظار و من با دلم می خواهم آن روز که می آیی زیباترین مدال ایثار را تقدیم نگاه تو کنم.«جمعه ها بی توفقط این

برچسب: جملات,الهام, نویسنده: پارسا رجبی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:01

دیشب رویایی داشتم... خواب دیدم بر روی شن ها راه می روم همراه با خداوند بر روی پرده شب تمام روزهای زندگیم را مانند فیلمی می دیدم... همان طور که به گذشته ام نگاه میکردم روز به روز از زندگی را دو رد پا بر روی شن ها ظاهر شد یکی مال من و یکی از آن خداوند راه ادامه یافت تا تمام روزهای تخصیص یافته خاتمه یافت آنگاه ایستادم و به عقب نگاه کردم در بعضی جاها فقط یک رد پا وجود داشت. اتفاقا آن محل ها مطابق با س

برچسب: ردپای,خداوند, نویسنده: پارسا رجبی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:01

صفحه بندی